تبليغاتX
بودن یا نبودن ؟ مسئله این است !!!
اينـــــــــــــــــــــــم يه شوخی با آقايون تا خانومها در بخش قبل از ما ناراحت نشن

: مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

: مردها مثل « ذرت بو داده »هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد
 | 
تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه.
مثلا:

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي  فامیل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره....
( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)

عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم ... لقت)

 | 

انگليسي:
زن شري است مورد نياز.
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.


هلندي:
وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.


استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.


فرانسوي:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.


آلماني:
کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.
وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود.
کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است.

يوناني:
شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.


گرجي‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.

ايتاليايي:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.

 | 

زيباترين دختر آلمان را ببینید!

 

 

هر چند هر کاری شدنی است و آرزو بر جوانان عيب نيست ولی ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا برای هيچ کس ممکن نيست.علت ناتوانی انسانها در ديدار و گفتگو با اين دختر زيبا خيلی ساده است زيرا او وجود ندارد و عکس او دسترنج يک پروژه طولانی مدت در دو دانشگاه آلمان برای ساختن زيباترين چهره مي باشد.
عکس اين دختر بر اساس پژوهشهای زيبايی شناسی توسط دانشمندان در دانشگاه های Regensburg و Rostock آلمان و با کمک يک نرم افزار چهره سازی ساخته شده است.
دانشمندان در اين پروژه با الهام گرفتن از چهره ۳۲ پسر و ۶۴ دختر زيبا ،الگوهای زيبايی را در آنها نشانه گزاری کردند و با مخلوط کردن اين چهره ها صورتی تازه که تمامی زيبايی های آن گروه در آن باشد را خلق کردند

 | 

براي اينكه زن‌ذليل خوبي باشيم كافي است به 15 قانون زير كه ساخته و پرداخته ذهن زنان است، توجه نموده و آنها را به دقت رعايت كنيم

 

1-زن، هميشه قوانين را وضع نموده و تصويب كند

2-قوانين ممكن است بدون اطلاع قبلي تغيير كند

3-امكان ندارد مردي تمام قوانين را بداند

4-چنانچه زن شك ببرد كه مرد تمام يا برخي از قوانين را مي‌داند، مي‌تواند بلافاصله قوانين را تغيير دهد

5-زن هرگز اشتباه نمي‌كند

6-چنانچه به نظر آيد كه زن در اشتباه است، علت آن است كه مرد حرفي بيجا و اشتباه بر زبان آورده يا كاري اشتباه كرده كه باعث سوء تفاهمي آشكار و در نتيجه، اشتباه زن شده است

7-چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد بايد بلافاصله معذرت بخواهد، چرا كه او باعث سوء تفاهم شده است

8-زن مي‌تواند هر زمان كه اراده كند، تصميم خود را عوض كند

9-مرد هرگز نبايد بدون رضايت صريح زن، تصميم خود را عوض كند

10-زن حق دارد در هر زمان عصباني يا مشوش باشد

11-مرد بايد در تمامي اوقات آرام باشد، مگر اينكه زن از او بخواهد عصباني شود

12-زن ممكن است از مرد بخواهد كه عصباني باشد يا عصباني نباشد، اما تحت هيچ شرايطي نبايد او را از نيت خود آگاه سازد

13-مرد مكلف است، در تمامي اوقات ذهن زن را بخواند

14-در تمامي اوقات و در هر زمان و مكان آنچه مهم است اين است كه منظور زن چه بود، نه اينكه چه گفت.

15-چنانچه مرد هر زمان که تصور ميکند درست ميگويد کافي است به بند 5 مراجعه نمايد

 | 
بهونه های موجه برای خودکشی: الف) خیانت عشقتون به شما : بهترین دلیل برای خودکشی خیانت عشقتون به شماس.اگه حاضر نشد بهتون خیانت کنه می تونین از دوستاتون بخواین تحریکش کنن...یا مثلا مجبورش کنین.اگه متوجه نشدین یا تجربه ندارین می تونین به فیلم "نقاب"(پوکر)مراجعه کنید. ب) بیکاری : شکر خدا تو مملکت عزیز ما چیزی که از در و دیوار می باره کاره...و الحمدالله که هیچ بیکاری تو این مملکت پیدا نمی شه که دستش به دهنش نرسه.ولی شما حتما باید خودکشی کنید.با هیچکسم شوخی ندارین.پس هر جوری شده با صاحبکار یا رئیستون دعوا کنین...یا حتی کتکش بزنین.شما که قرار نیست زنده بمونین تا دیه پرداخت کنین.پس حتی می تونین اونو کاردی کنین. ج) بی پولی : خوب...وقتی بیکار باشین...بی پولم هستین دیگه...تعریف نداره دیگه. د) بی پدر مادری : بطور کلی همه افراد قاچاقچی و بد و بی تربیت و پدرسوخته ایران بی پدر مادرن.پس شمام بخاطر اینکه هیچکدوم از اینا نشین می تونین ازش یه دلیل محکم واسه خودکشی بسازین. ه) مرض خونی : با گرفتن یه مرض خونی می تونین خیلی راحت خودکشی کنین.من چن نمونه رو با توضیحات خدمتتون عرض می کنم و شمام هر کدومو که به نظرتون بهتر بود انتخاب کنین...انتخاب حق شماست. 1) ایدز : که فوق العاده بیماری با کلاسی شده این روزا و هر کی ایدز داشته باشه می گن طرف چقد حرفه ای بوده و با چن نفر چیز داشته که اینچوری شده.من خودم از بین بیماریای خونی ایدز رو بهتون پیشنهاد می کنم. 2) هپاتیت : که چن نوعه.هپاتیت آ ، هپاتیت بی ، هپاتیت سی ، چهل ، پنجاه ، پنجاه و هشت 3) سل : اینم یه جورایی خونیه دیگه... هی خون بالا میارین و به همه کشور می تونین خون اهدا کنین.اینم بد نیست.هدفش خیره دیگه... 4) اسهال خونی : این برعکس بالاییه.سل خونو از پایین میاره بالا ولی اسهال خونی ، خون رو از بالا میاره پایین.این یکم بی کلاسه.آخه زشته دیگه... و) مرض جسمی : مثل سرطان.خیلی راحت...البته نمی دونم چطوری می شه انواع سرطان رو گرفت ولی اگه حتما می خواین این راه رو انتخاب کنین مصرف زیاد سیگار به طور روزانه و مداوم رو بهتون پیشنهاد می کنم.هم واسه پوست خوبه هم واسه سرطان. ز) مرض روانی : مثلا سادیسم...یا مارکسیسم...یا مائوئیسم...یا یه چیزی تو همین مایه ها.تازه موقه خودکشی هم احساس ناراحتی ندارین که می رین جهنم.چون عقل ندارین دیگه...دیوونه هام که می گن جاشون تو بهشته مسه نریمان . ح) مرض الکی : همینجوری واسه کلاس دادن به خودتون بدون بی دلیل خودکشی کنین. راه های خودکشی: الف) با کش خودتونو دار بزنین. خوبی این روش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و قبل از مرگ کاملا تکونده می شین.مث فرش... ولی بدیش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و هر چی تو دل و روده تون هس رو از بالا و پایین پس می دین و... طبیعتا این نمی تونه منظره قشنگی برای بقیه باشه. توصیه : قبل از این روش چن روزی غذا تخورین و بجای غذا از قرص ملین یا مسهل استفاده کنین. ب) با قرص رگتونو بزنین. خوبی این روش اینه که چون با قرص مسکن رگتونو می زنین دیگه احساس درد نمی کنین چون مسکن درد رو ساکت می کنه. ولی بدیش اینه که باید خیلی قرص بخرین.یعنی هی با قرص بکشین رو رگ دستتون تا بالاخره پاره بشه دیگه. توصیه : از قرصای قوی مث ترامادول ، کلونازپام ، اگزوسپام یا لوراسپام استفاده کنین.مقام های بعدی رو به ترتیب دیازپام ده میلی ، دیازپام پنج میلی و استامینوفن کدوئینه در اختیار می گیرن.مقام آخرم به استامینوفن می رسه. ج) با غذای یه سالتون برین بالای برج میلاد و در پشت بومش رو قفل کنین و کلیدش رو از بالا بندازین پایین.بعد همون بالا می شینین و هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.اینقد می خورین و چون به دستشویی دسترسی ندارین می ترکین. خوبی این روش اینه که اصلا احساس ضعف و گشنگی نمی کنین. ولی بدیش اینه که بدجوری دچار فشار درونی - بیرونی می شین... و طبعا وقتی جنازه تونو پیدا کنن منظره قشنگی رو ندیدن. توصیه : واسه کوتاهتر کردن زمان خودکشی با خودتون یه چوب پنبه درشت هم ببرین(نکته کنکوری) د) با برق خودتونو گازانبری کنین. خوبی این روش اینه که در جا می شین چوب خشک...مث چوب کبریت.ظاهرتونم خیلی قشنگ و تمیز می مونه. ولی بدیش اینه که خیلیا فکر میکنن اتفاقی مردین و اصلا خودکشی در کار نبوده. توصیه : افرادی که دچار مرض الکی هستن و واسه کلاس و جلب توجه می خوان خودکشی کنن می تون از روش "برق و گاز انبر" استفاده کنن.با این تفاوت که ظاهرا از روی اشتباه و هواس پرتی بجای سیم برق ، سیم تلفن رو تو دست می گیرن
 | 

در تاريخ انسان‌ها هرازگاهي داستان‌هايي از افرادي به چشم مي‌‌خورد كه بدون برجا ماندن اثري از آنها از صفحه روزگار محو شده‌‌اند. برخي از اين داستان‌ها كه در تاريخ بشر به ثبت رسيده واقعا غيرقابل توضيح است. داستان‌هايي كه گاه به صورت افسانه درآمده‌اند و گاه سينه به سينه و نسل به نسل گشته‌اند تا به ما رسيده‌اند. ولي همه آنها مجذوب‌كننده هستند زيرا ما را به اين فكر مي‌‌اندازند كه آيا واقعا انسان جامد و تزلزل‌ناپذير است؟ اين انسان‌هاي ناپديد شده به كجا رفته‌اند؟ به زماني ديگر؟ به بعدي ديگر از زندگي؟ يا به فضا؟ به برخي از اين گزارش‌هاي حيرت‌انگيز توجه كنيد:


در حدفاصل ميان سال‌هاي 1920 تا 1950 بنينگتون واقع در <ورمونت> آمريكا محل محو كامل چند نفر بود و چندين مورد ناپديد شدن در آن به وقوع پيوست.
_ روز اول دسامبر سال 1949 آقاي <تتفورد> در يك اتوبوس پر از مسافر ناگهان ناپديد شد. آن روز تتفورد داشت از مسافرت خود به <سنت‌آلبانز> در <ورمونت> به خانه‌اش در بنينگتون باز مي‌‌گشت. تتفورد سربازي بود كه در خوابگاه سربازان در بنينگتون زندگي مي‌‌كرد. او آن روز به همراه چهارده مسافر ديگر سوار اتوبوس شد. همه اين مسافران شهادت دادند كه او را در اتوبوس ديده‌اند كه تمام مدت روي صندلي‌اش خوابيده بود. اما در كمال تعجب وقتي اتوبوس به مقصد خود رسيد، تتفورد ناپديد شده بود ولي وسايلش همگي سرجاي خود در بار‌بند اتوبوس بود و دفترچه زمانبندي حركت اتوبوس‌ها همان‌طور گشوده روي صندلي خالي او افتاده بود. تتفورد هرگز به خانه بازنگشت و اثري نيز از او پيدا نشد.

_ روز اول دسامبر سال 1946 دانش‌آموز هجده ساله‌اي به نام <پائولا وارن> به هنگام پياده‌روي ناپديد شد. در آن روز وارن داشت مسير <لانگ‌ تريل> را به سوي كوهستان <گلاسش بري> پياده مي‌‌رفت. يك زن و شوهر ميانسال كه در فاصله صد ياردي او پشت سرش همين مسير را مي‌‌پيمودند، او را مي‌‌ديدند كه خيلي عادي به جلو مي‌‌رود. وقتي وارن از يك پيچ صخره‌اي گذشت، ديگر او را نديدند ولي زماني كه خودشان از آن پيچ گذشتند، متوجه شدند كه او ناپديد شده است. از آن زمان تاكنون هيچ‌كس خبري از پائولا وارن ندارد.
_ اواسط اكتبر سال < 1950پل چپسون> هشت ساله در داخل يك مزرعه ناپديد شد. مادر پل كه از راه نگهداري حيوانات و دامداري خرج زندگي خود و پسرش را در مي‌‌آورد، آخرين‌بار زماني او را ديد كه با خيال راحت و شاد و سرحال در طويله خوك‌ها بازي مي‌‌كرد. او براي سركشي به حيوانات ديگر از آن طويله بيرون رفت و كمي بعد وقتي دوباره به آن‌جا برگشت پسرش نبود. به همين سادگي. او سراسيمه همه‌جا را به دنبال پل گشت ولي اثري از او پيدا نكرد. نيروهاي پليس وارد محل شدند و جستجوي وسيعي را آغاز كردند ولي تلاش‌ها بي‌‌نتيجه ماند.

مرد زمين‌گير
<اوون پارفيت> پس از يك سكته مغزي شديد كاملا فلج شده بود. در ماه ژوئن سال 1793 در منطقه <شپتون مالت> در كشور انگليس، <پارفيت> طبق معمول هميشه در بعد‌ازظهر گرم ماه ژوئن بيرون خانه خواهرش نشسته بود. اين مرد شصت ساله كه واقعا قادر به حركت كردن نبود با لباس راحتي خانه روي پالتوي تاخورده‌اش نشسته بود و به اطراف نگاه مي‌‌كرد. آن طرف جاده كارگران مزرعه همسايه كه كار روزانه خود را به پايان رسانده بودند، علف‌هاي خشك را جمع مي‌‌كردند. ساعت هفت بعدازظهر <سوزانا> خواهر <پارفيت> به همراه همسايه‌اش از خانه بيرون رفت تا به كمك يكديگر پارفيت را به داخل خانه برگردانند زيرا به نظر مي‌‌رسيد كه طوفان در پيش است اما او رفته بود. تنها چيزي كه از او برجاي مانده بود همان پالتوي تاخورده‌اش بود. تحقيقات و جستجوها براي كشف اين معماي غيرقابل توضيح تا سال 1933 هم ادامه داشت ولي هيچ اثري از او پيدا نشد و هيچ سرنخي از سرنوشت عجيب <اوون پارفيت> كشف نگشت.

ناپديد شدن يك ديپلمات
در سال < 1809بنجامين بت‌هرست> ديپلمات انگليسي جلوي چشم همراهانش ناپديد شد. در آن روز <بت‌هرست> پس از انجام يك ماموريت كاري در يك دادگاه اتريشي، در كنار همراهانش به سوي هامبورگ برمي‌گشت. در ميانه راه در مهمانخانه‌اي در شهر <پرل برگ> توقف كردند تا شام بخورند. پس از اتمام غذا آنها به اتفاق يكديگر به سوي كالسكه خود كه بيرون از مهمان‌خانه انتظارشان را مي‌‌كشيد به راه افتادند. <بت‌هرست> چند قدم از همراهانش جلوتر بود. آنها بت‌هرست را مي‌‌ديدند كه جلويشان به سمت كالسكه قدم برمي‌داشت بعد به قسمت جلوي كالسكه رفت تا اسب‌ها را‌ آزمايش كند و سپس خيلي راحت درست جلوي چشمان آنها ناپديد شد و ديگر هيچ اثري از او به دست نيامد.

تونل زمان
در سال 1975 مردي به نام <جكسون رايت> به همراه همسرش و با اتومبيل شخصي خود از نيوجرسي به سوي <نيويورك سيتي> در حركت بود. در اين مسير آنها مجبور بودند كه از <تونل لينكلن> عبور نمايند. رايت مي‌‌گويد اتومبيل را به كنار جاده هدايت كرد تا قبل از ورود به تونل شيشه‌ها را تميز كند تا ديد بهتري داشته باشد. همسرش مارتا پيشنهاد كرد او هم شيشه‌هاي عقب را پاك كند تا زودتر راه بيفتند و سفرشان سريع‌تر تمام شود. وقتي رايت به عقب برگشت همسرش رفته بود. او نه صداي غيرعادي شنيده بود و نه اتفاق عجيب و غيرعادي رخ داده بود. تحقيقات وسيع پليس نيز ثابت كرد هيچ مدركي دال بر جنايت يا نقشه‌هاي قبلي در در كار نبود. مارتا دايت هنوز پيدا نشده است.

ابر اسرارآميز
در سال 1915 سه سرباز ادعا كردند كه شاهد ناپديد شدن باورنكردني يك گردان كامل ارتش بوده‌اند. پنجاه سال پس از جنگ <كاليپولي> تركيه در زمان جنگ جهاني اول، سرانجام اين سه سرباز با داستاني عجيب قدم به جلو گذاشتند. اين سربازها كه اعضاي كمپاني نيوزيلند بودند اظهار داشتند آن روز در منطقه سولوابي تركيه در جايي كه كاملا بر گردان انگليسي تسلط داشته‌اند و مي‌‌توانستند به راحتي سربازان را ببينند، ايستاده بودند. مه ابر مانند غليظي تا سطح تپه پايين آمده بود ولي سربازان انگليسي بدون ترس و ترديد به حالت رژه‌ به درون مه قدم نهادند ولي ديگر از آن سوي ابر خارج نشدند. بعد از اين‌كه آخرين سرباز وارد ابر غليظ شد، آن ابر آهسته آهسته بالا رفت و از تپه فاصله گرفت و به بقيه ابرهاي آسمان پيوست. وقتي جنگ تمام شد، دولت انگليس كه فكر مي‌‌كرد آن گردان به تسخير ارتش تركيه درآمده است و سربازان آن هم‌اكنون اسير آنها مي‌‌باشند، تقاضاي استرداد آنها را كرد ولي ترك‌ها تاكيد كردند.

افسانه ديويد لنگ
مردم آمريكايي ميگويند اين افسانه معروف حقيقت دارد و در دسامبر سال 1880 در مزرعه‌اي در نزديكي <گالاتين> واقع در ايالت تنسي آمريكا و در برابر چشم چندين شاهد به وقوع پيوست. جورج و سارا دو فرزند خانواده <لنگ> در حياط جلوي خانه خود مشغول بازي بودند. <ديويد و اما> والدين بچه‌ها از در جلويي خانه بيرون آمدند. ديويد به درون چمنزار رفت تا به اسب‌هايش رسيدگي كند. در همان زمان درشكه‌اي حامل دوست خانوادگي‌شان قاضي <آگوست پك> به خانه نزديك شد. ديويد برگشت كه دوباره به سوي خانه‌شان بازگردد كه چشمش به درشكه افتاد و دستي براي دوستش تكان داد.
يكي دو ثانيه بعد ديويد درست در برابر چشمان همسرش، فرزندانش و دوست قاضي‌اش ناپديد شد. <اما> جيغ كشيد و همه به سرعت به سوي محلي كه چند ثانيه قبل ديويد ايستاده بود رفتند زيرا فكر مي‌‌كردند به‌طور حتم درون چاله‌اي افتاده است ولي چاله‌اي در بين نبود. جستجو‌هاي خانواده، فاميل، دوستان و همسايه‌ها هيچ سودي نداشت. چند ماه پس از اين ناپديد شدن غيرقابل توضيح و باورنكردني، بچه‌هاي ديويد متوجه شدند چمن‌هاي محلي كه پدرشان در آن‌جا ناپديد شد، زرد شده است. منطقه‌اي دايره‌اي شكل به قطر حدودا پانزده فوت كه علف‌هاي آن زرد و پژمرده شده بودند.

استون هنج
سنگ‌هاي ايستاده و اسرارآميز <استون هنج> در انگليس هم در ماه اگوست سال 1971 شاهد ناپديد شدن حيرت‌انگيزي بودند. در آن زمان <استون هنج> هنوز چندان مورد توجه و علاقه مردم نبود و در آن شب خاص يك گروه از آوازه‌خوان‌هاي دوره‌گرد تصميم گرفتند براي شب يك چادر درست وسط اين سنگ‌هاي ايستاده بزنند و در آن بخوابند. آنها چادر زدند و آتش بزرگي روشن كردند و دور هم نشستند و شروع به سيگار كشيدن و آواز خواندن نمودند. شب‌نشيني آنها حدود ساعت دو نيمه شب به ناگهان قطع شد زيرا طوفان شديدي كاملا ناگهاني دشت را فراگرفت. رعد و برق مي‌زد و صاعقه به درختان منطقه و حتي سنگ‌هاي <استون هنج> مي‌‌خورد. دو شاهد كه يكي كشاورز و ديگري پليس بودند مي‌‌گفتند كه گويي سنگ‌هاي قديم استون هنج روشن شدند و نوري آبي رنگ به شدت به اطراف پاشيده شد. اين نور آنقدر شديد بود كه ما مجبور شديم چشمهايمان را ببنديم. صداي جيغ آن چادرنشينان را مي‌‌شنيديم به همين خاطر به سرعت به آن طرف رفتيم زيرا فكر مي‌‌كرديم به‌طور حتم زخمي شده‌اند يا حتي مرده‌اند ولي در كمال تعجب هيچ‌كس را در آن‌جا نديديم. تنها چيزي كه در ميانه آن سنگ‌هاي اسرارآميز به چشم مي‌‌خورد تكه پاره‌هاي چادر آوازه‌خوان‌ها و خاكستر آتش آنها بود و از خودشان هيچ اثري ديده نمي‌‌شد.

دهكده‌اي كه ناپديد شد
وقتي كسي ناپديد مي‌‌شود فقط يك نفر است ولي وقتي صحبت از يك دهكده باشد چه‌طور؟ دهكده‌اي شامل دو هزار مرد و زن و كودك؟ در روز سي نوامبر سال < 1930جولابل> كه براي جمع‌آوري پوست حيوانات در جنگل تله كار مي‌‌گذاشت با كفش‌هاي برفي خود به سوي يك دهكده اسكيمويي در سواحل درياچه <آنجيكوني> واقع در شمال كانادا رفت. <لابل> با آن دهكده كاملا آشنا بود و مي‌‌دانست آن‌جا محل زندگي بيش از دو هزار نفر بود كه از راه ماهيگيري زندگي خود را مي‌‌گذراندند. ولي وقتي به آن‌جا رسيد دهكده كاملا متروكه بود. تمام كلبه‌ها و فروشگاه‌هاي آن خالي بودند. بر روي يك آتش خاموش شده قابلمه تاس‌كباب كاملا سوخته‌اي ديده مي‌‌شد. <لابل> به مسئولان خبر داد و جستجو آغاز شد. جستجويي كه به كشفيات عجيب و غريبي منتهي مي‌‌شد. هيچ ردپايي از هيچ‌يك از سكنه آن دهكده به چشم نمي‌‌خورد كه نشان دهد آنها خود با پاي خود دهكده را ترك كرده‌اند و تمام سگ‌هاي سورتمه اسكيموها زير توده‌اي از برف دفن شده بودند و همگي آنها از گرسنگي مرده بودند. تمام غذاها و آذوقه‌ اسكيموها دست نخورده در كلبه‌هايشان باقي مانده بود آخرين كشف، موضوعي تكان‌دهنده و مرعوب كننده به نظر مي‌‌رسيد. تمام قبرهاي مردگان اسكيموها خالي شده بودند.

 | 

تاكنون سرقت‌هاي بسياري در سراسر دنيا صورت گرفته است ولي مبلغ به سرقت رفته در برخي از آنها و نوع عملكرد سارقين به حدي حيرت‌انگيز است كه آنها را در صدر بزرگ‌ترين سرقت‌هاي دنيا قرار داده است.

-1 بانك مركزي عراق:(2003) در ماه‌ مارس سال 2003 و درست يك روز قبل از شروع جنگ عراق و آمريكا و بمباران شهر بغداد حدود يك ميليارد دلار از بانك مركزي عراق به سرقت رفت كه اين اقدام بزرگ‌ترين سرقت دنيا لقب گرفته است. سربازان آمريكايي بعدها حدود 650 دلار پول درون ديوارهاي كاخ صدام يافتند كه گفته مي‌شود قسمتي از آن پول مسروقه است و باقي پول هنوز پيدا نشده است. مدير عامل بانك الرفيدين بغداد اظهار مي‌دارد كه 250 ميليون دلار و 18 ميليارد دينار عراقي كه در حال حاضر بي‌ارزش مي‌باشد نيز به سرقت رفته است ولي اين كار توسط سارقان حرفه‌اي انجام شده نه صدام‌ حسين. در مارس 2003 يك دست نوشته به امضاي صدام رسيد كه طبق آن بايد يك ميليارد دلار پول از بانك مركزي برداشته و به پسرش (قسي) مي‌داد. مقامات بانك مي‌گويند قسي به همراه مردي ديگر طي يك عمليات پنج ساعته اين پول را به صورت بسته‌هاي اسكناس صد دلاري برداشته و با كاميون رفتند. مدتي بعد قسي توسط سربازان آمريكايي كشته شد.
-2 موزه بوستون :(1990) نيمه شب هجدهم ماه مارس 1990 دو مرد با لباس افسران پليس در پشتي موزه بوستون را نواختند. (لايل گريندل)سرپرست كنوني موزه مي‌گويد (سياست موزه اين است كه بعد از نيمه شب به هيچ عنوان در به روي كسي باز نمي‌شود ولي آن شب چطور در باز شد هيچكس نمي‌داند) نگهبانان بلافاصله دريافتند آنها پليس واقعي نيستند ولي ديگر دير شده بود. سارقين دست و پاي دو نگهبان را بستند و آنها را در زيرزمين انداختند. آنها در مدت كمتر از نود دقيقه سه تابلوي معروف رامبراند را ربودند. آنها به طرز وحشيانه‌اي بوم نقاشي را با چاقو از قالب جدا كرده بودند. قاب خالي اين تابلوها با لبه‌هاي ريش‌ريش شده پارچه بوم آنها هنوز بر ديوار موزه آويخته است. مشخص است كه دزدها تابلوي چهارم رامبراند را هم مي‌خواستند ببرند ولي در اين كار ناموفق بودند. از آثار ديگر سرقت شده از آن بخش تابلوي (كنسرت) اثر (ورمير)، يك جام چيني برنزي، پنج اثر طراحي از (وگاس) و عقاب برنزي كه زينت‌بخش پرچم ناپلئون بود، مي‌باشند. سارقين نوار دوربين‌هاي امنيتي را برداشته و با خود برده‌اند تا اثري از كار خود بر جاي نگذارند. طبق ارزيابي‌هاي انجام شده ارزش اقلام به سرقت رفته 300 ميليون دلار آمريكا مي‌باشد.
-3 صندوق امانات نايتز بريچ:(1987) روز نوزدهم جولاي آن سال دو مرد وارد مركز صندوق امانات نايتز بريچ لندن شدند و تقاضاي اجاره يك صندوق امانات نمودند. پس از اين‌كه به داخل محوطه راهنمايي شدند، بلافاصله اسلحه‌هاي خود را بيرون كشيده و نگهبانان و رييس آن‌جا را مقهور خود ساختند. سپس تابلوي (موقتا بسته) را روي در ورودي مركز نصب نموده و همدستان ديگر خود را به داخل راه دادند. اين سارقين بسياري از صندوقهاي امانات را شكستند و با مبالغ تخميني چهل ميليون پوند از آن محل گريختند. اين مبلغ در سال 2005 معادل 63/6 ميليون پوند برابر با 111 ميليون دلار آمريكا بود. اين دزدي در زمان خود به (سرقت قرن) معروف شد.
-4 خزانه سرمايه كنت:(2006) سرقت اين خزانه در اولين ساعات روز 22 فوريه 2006 در انگليس رخ داد. در اين اقدام حداقل شش نفر ربوده شده و خانواده رييس‌خزانه مورد تهديدات جدي قرار گرفتند. چهارده كارمند خزانه دست و پا بسته روي زمين افتاده بودند و در همان حال سارقين 53/116/760 پوند انگليس معادل 92/5 ميليون دلار را به سرقت بردند. كالين ديكسون رييس خزانه از روز قبل در راه منزل ربوده شد. سپس سارقين به خانه او رفته و همسر و پسر هشت ساله‌اش را گروگان گرفتند. بعد در ساعت يك بامداد آنها را به خزانه بردند و پس از بستن دستها و پاهاي 14 كارمند همه پول‌هاي موجود درآنجا را به سرقت برده و محل را ترك كردند. پس از رفتن آنها يك ساعت طول كشيد تا گروگان‌ها توانستند خود را آزاد نموده و زنگ خطر را به صدا درآورند.
-5 سرقت بزرگ قطار:(1963) اين اتفاق در روز هشتم آگوست سال 1963 در باكينگهام شاير انگليس روي داد. در آن روز قطار پستي سلطنتي كه از گلاسكو به سمت لندن در حركت بود با علامت‌هايي كه چند نفر از رو به رو به آن مي‌دادند از حركت ايستاد و يك گروه گانگستري پانزده نفره به سرپرستي شخصي به نام (بروس رينولدز) مبلغ 2/3 ميليون پوند (برابر با 40ميليون پوند و معادل 74 ميليون دلار در سال )2006 را از قطار به سرقت بردند. در اين سرقت از پيش طراحي شده اسلحه گرمي به كار گرفته نشد ولي سارقين با يك ميله ‌آهني به سر راننده لوكوموتيو ضربه‌زده و او را بيهوش كردند. تعدادي از اين گروه دستگير شدند ولي سه نفر از اصلي‌ترين اعضاي باند هرگز به دام پليس نيفتادند.
-6 بانك مركزي برزيل :(2005) در تعطيلات آخر هفته روزهاي ششم و هفتم آگوست 2005 يك گروه از سارقين كه از افراد تحت تعقيب برزيل بودند، تونلي به سوي بانك مركزي برزيل در (فورتالزا) كندند و پنج صندوق محتوي پانصد اسكناس برزيلي به ارزش ( 164/755/150ريس) معادل 69/8 ميليون دلار را به سرقت بردند. اين پول بيمه نشده بود زيرا از نظر مقامات بانك احتمال سرقت تقريبا صفر به نظر مي‌رسيد. اين سارقين حرفه‌اي آژيرهاي خطر و سنسورهاي بانك را از كار انداخته بودند به‌طوري كه تا روز دوشنبه هشتم آگوست كه كاركنان دوباره به سركار آمدند هيچكس خبري از اين سرقت نداشت. ولي هيچ فايده‌اي هم نداشت زيرا وجوه به سرقت رفته به ترتيب شماره‌گذاري نشده بودند و امكان نداشت پليس بتواند دزدان را پيدا كند. تنها اطلاعي كه به دست آوردند اين بود كه سارقين از سه ماه پيش خانه‌اي خالي در مركز شهر را اجاره كرده بودند و از همان زمان شروع به كندن تونلي به طول 78 متر از زير دو خيابان اصلي شهر تا زير بانك كرده بودند. آنها خانه اجاره شده را تغيير كاربري داده و تابلوي محل فروش گياهان طبيعي و مصنوعي را بر سر در آن زده بودند. به همين خاطر همسايه‌ها به خاك‌هايي كه روزانه بر پشت وانت حمل مي‌شد توجهي نمي‌كردند و تصور مي‌نمودند خاكها مربوط به حرفه آنها مي‌باشد. اين تونل حدود هفتاد سانتي‌متر پهنا دارد و در عمق چهار متري زمين كنده شده و ديواره‌ آن با پلاستيك و چوب محافظت مي‌شود و همچنين داراي سيم‌كشي برق و سيستم تهويه هوا مي‌باشد. اين گانگسترها در تعطيلات آخرين هفته يك متر انتهايي كار كه از سيمان و فولاد ساخته شده بود را كندند و وارد بانك شدند. صندوقهاي سرقت شده حدود 3500 كيلوگرم وزن داشت و به همين خاطر زمان و قدرت زيادي براي حمل لازم بوده است. روز 22 اكتبر همان سالجسد (لوييس فرناندو ريبريو26) ساله كه تصور مي‌شد رييس اين باند 11 -10 نفره بوده است در يك جاده متروكه در 320 كيلومتري غرب (ريودوژانيرو) كشف شد. او به ضرب هفت گلوله كشته شده بود و آثار روي مچ دستش نشان مي‌داد كه مدتها با طناب بسته بوده است. روز 28 سپتامبر پنج نفر با حدود 5/4 ميليون دلار پول نقد دستگير شدند. آنها اعتراف كردند كه در حفر تونل كمك كرده‌اند. تاكنون بيش از هفت ميليون دلار از اين پولها پيدا شده است ولي از 62 ميليون دلار بقيه هنوز هم اثري در دست نيست.
-7 نورثرن بانك :(2004) اين سرقت از اداره بانك مركزينورثرن در (بلفاست) واقع در شمال ايرلند صورت گرفت. روز بيستم دسامبر سال 2004 يك گروه گانگستري يكي از بزرگ‌ترين سرقت‌هاي تاريخ را انجام داده و مبلغ 26/5 ميليون ليره استرلينگ را از اين بانك دزديدند. پليس و دولت دو كشور ايرلند و انگليس، حزب مشروطه IRA را مسئول اين سرقت دانستند ولي حزب مذكور اين ادعا را رد كرد و مسئوليت آن را نپذيرفت. اين اتفاق روند صلح ايرلند شمالي را مختل نمود و وضعيت را بحراني كرد.چند تن از اعضاي اين بانك از روز قبل با لباس پليس وارد خانه دو تن از مسئولان بانك شده و آنها را به همراه خانواده‌هايشان گروگان گرفتند. سپس همسران آنها را به محل نامعلومي انتقال دادند و به اين مسئولان دستور دادند روز بعد طبق معمول هميشه به محل كار خود بروند. آنها همين كار را كردند و پس از پايان ساعت كاري اعضاي باند را به داخل راه دادند. سارقين وارد سيستم كامپيوتري بانك شدند و مقدار زيادي پول نقد كه به‌خاطر مصرف بالاي دستگاه‌هاي خودپرداز در ايام كريسمس در بانك نگهداري مي‌شد را به سرقت بردند. آنها اين مبالغ را به چند قسمت تقسيم نموده و با اتومبيل‌هاي جداگانه از بانك خارج كردند. كمي قبل از نيمه شب خانواده‌هاي گروگان‌ گرفته شده مسئولان در جنگل نزديك شهر رها گشتند.

 | 
به این آدرس برید
 | 
يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد. يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد. حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد. به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ! 6)‌ اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد. 7) خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند. 8) ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند. 9) چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است. 10)‌ بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند. 11) کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند. 12) پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند. 13) گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا! 14) ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد. 15) تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!! 16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند. 17) فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌توانند بپرند. 18)‌ هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد. 19) فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد. 20) کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است. 21) اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال. 22) تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند. 23) اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود. 24) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد. 25) در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها. 26) کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد. 27) در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است. 28) هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني. 29) تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شوند، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است. 30) چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند

 | 
ا سوأل هست. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن4 نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی. آماده اید؟ سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟ . . . . . . . . . . . . پاسخ: اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود. سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی. سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟ . . . . . . . . . . . . جواب: اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟) شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟ سوأل سوم: ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟ . . . . . . . . . . . . . جواب : به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است. باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید. مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!! پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟ . . . . . . . . . . . . . جواب: Nunu؟ نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید. منبع: مجله پرواز با کمی دخل و تصرف
 | 
ـبيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكادرآمد دارد، يعني۲0 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال

ـ اگر 1000 دلار از دست وي بر زمين بيافتد به خودش اين دردسر را نمي‌دهد كه برش دارد، چون در 4 ثانيه‌اي كه برداشتنش طول مي‌کشد، اين پول عايدش شده!

ـ آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي دارد و بيل گيتس به تنهايي مي‌تواند ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كند

۴ـ او مي‌تواند نفري 15 دلار به همه‌ي جمعيت جهان بدهد و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند

ـ اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخورد و همه‌ي 30 ميليون دلار درآمد سالانه‌اش را پس‌انداز كند، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس شود

ـ اگر بيل گيتس را به صورت يك كشور تصور كنيم، سي و هفتمين كشور ثروتمند جهان مي‌شود! يا به تنهايي درآمدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آي‌بي‌ام!

ـ اگر همه‌ي ثروت بيل گيتس را تبديل به يك دلاري كنيم، مي‌شود جاده‌اي از ماه تا زمين با آن كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پول‌ها پرواز كنند.

ـ بيل گيتس امسال 40 ساله مي‌شود. اگر فرض را بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگر هم زنده خواهد بود، مي‌تواند روزي 78/6 ميليون دلار خرج كند قبل از اين كه به بهشت برود


 | 
اختراعات ثبت شده از مايكل و ديگر ستارگان بر روي جستجو گر گوگل قرار داده شده است. در طول اين ساليان مايكل با رقص خود مردم بسياري را شگفت زده كرده است. اگر حركت برگشت به عقب مايكل يا همان مونواك (به انتهاي متن رجوع كنيد) را كنار بگذاريم، حركت ديگري نيز هست كه مايه ي شگفتي بسياري گشته است.

آيا راز اين شگفتي ها در يك جفت كفش است؟

mj-patent.jpg

به تازگي فاش شده است كه مايكل در سال 1993 يك جفت كفش ”ضد جاذبه“ اي را كه پيشتر اختراع كرده بود، به ثبت رسانده بود.

اختراع بي نظير مايكل يك جفت كفش بود. كفشهايي كه به مايكل اجازه ميداد هنگام اجراي آهنگ Smooth Criminal بر روي صحنه به سمت زمين و در طرف جاذبه با زاويه ي 45 درجه خم شود اما به زمين نخورد.

تماشاي حركت مايكل

راز اين كفش در اينست كه با استفاده از گيره هاي قفل مانندي كه در پاشنه اش تعبيه گرديده، بر روي صحنه در محلهايي كه براي اين كار در نظر گرفته شده و گيره هاي مشابهي كار گذاشته شده است، قفل ميشود.

شماره ي ثبت اين اختراع 5,255,452 ميباشد.

بر روي وب سايت گوگل، هفت ميليون اختراع ثبت شده توسط دفاتر ثبت ايالات متحده در طي سالهاي 1790 تا 1996 قابل دسترسي است.

منبع: eMJey / mjtkop / google

[شرح يكي از ماندگار ترين لحظات تاريخ موسيقي را اين بار از زبان eMJey بخوانيد:

رقص مونواك مايكل در سال 1983، دنيا را تكان داد.

در 16 مي سال 1983، مايكل آهنگ «Billie Jean» را در ويژه برنامه ي زنده ي تلويزيوني «بيست و پنجمين موتون: ديروز، امروز، براي هميشه» - (Motown 25th) - كه به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد تاسيس آن، تهيه شده بود؛ اجرا كرد. بيش از چهل و هفت ميليون آمريكايي اين شو را تماشا كردند. از آن شب به بعد، بسياري از چيزها تغيير كرد.

كت سياه براقي را كه حالا ديگر افسانه اي شده است به تن كرده بود. به همراه كلاه سياهش كه براي اولين بار به سر ميگذاشت و دستكش سفيدي كه اكنون بسيار مشهور شده است، مايكل اجراي آهنگ «Billie Jean» را آغاز كرد و براي اولين بار، به مردم چيزي را نشان داد كه بعدها به مهمترين علامت مشخصه ي او مبدل گشت.... رقص مونواك (Moon Walk)

مايكل: ”ميتوانم بگويم كه تماشاچي ها واقعا از اجراي من لذت ميبردند. برادرانم به من گفتند كه در گوشه هاي صحنه جمع شده بودند و با دهان باز مرا نگاه ميكردند. والدين و خواهرانم در بين تماشاچي ها بودند. اما تنها چيزي كه به خاطر مياورم، اين است كه پس از اتمام اجراي آهنگ، چشمانم را باز كردم و دريايي از مردم را ديدم كه ايستاده بودند و مرا تشويق ميكردند.“

برخي از تماشاچي ها بعدها گفتند كه وقتي مايكل مونواك را اجرا كرد، اينطور بنظر رسيد كه تمام دنيا از حركت باز ايستاده است.

در مقاله اي در هفته نامه ي اينترتينمنت كه در 19 فوريه سال 1999 منتشر شد، اين اجراي تاريخي اينگونه توصيف شده بود: ”قدمي كوچك براي يك مرد و پرشي بزرگ براي موسيقي پاپ: مايكل جكسون در طي اجراي آهنگ «Billie Jean»، رقص مونواك اش را كه ناقض قوانين فيزيك بود، به نمايش گذاشت. و حتي متخصصين ساخت موشك را نيز مات و مبهوت خود ساخت.“

دان ميسچر، تهيه كننده و كارگردان ويژه برنامه هاي شبكه ي ان.بي.سي گفت: ”ما ساعتها وقتمان را در اطاق تدوين، به بحث در باره ي تك تك صحنه هاي فيلم رقص او گذرانديم. او يك نمايش فوق العاده به اجرا گذاشت.“

او با رقصش، همه را ديوانه كرده بود!

منبع: eMJey.com _ زندگي نامه ي مايكل جكسون]

 | 

به تصویر زیر نگاه کنید و چشماتونو حرکت بدید.شبیه پارچه ای میشه که با باد بالا و پایین میشه


 

 | 

این عکسا طوری روی زمین نقاشی میشن که فقط از یک زاویه میشه اونو زیبا و کامل دید.یعنی همین زاویه ای که عکاس براتون عکس گرفت.امیدوارم خوشتون بیاد.

 | 
-بدون شرح
كلاس يعني:
كلاس يعني كوله پشتي
كلاس يعني مو ميكربي
كلاس يعني گوشي سوني اريكسون
كلاس يعني آب معدنی
كلاس يعني آروم و شمرده حرف زدن
كلاس يعني بستني ايتاليايي
كلاس يعني عينك آفتابي
كلاس يعني دير سر قرار حاضر شدن
كلاس يعني ورزش صبحگاهي تو پارك محل
كلاس يعني چوب بيليارد
كلاس يعني كم حرف زدن پشت تلفن
كلاس يعني هميشه جك جديد آماده داشته باشي
كلاس يعني اس ام اس نزدن
كلاس يعني كلاه فرانسوي

اینم توضیحات بیشتر :

-هميشه وقتي ميري تو خيابون يه كوله پشتي همرات ببر (خانم دخترا).

-به موهات خيلي اهميت بده هر روز برو آرايشگاه موهات رو درست كن –تو اين قسمت هر چي خرج كني بازم كمه-.

-سعي كن يه گوشي توپ داشته باشي و چند تا قاب براي گوشيت بگير كه بتوني با لباست ستش كني.

-هميشه وقتي تو خيابون راه ميري يه آب معدني بگير تو دستت ؛ هر چند دقيقه به زور ازش بخور .

-يه جوري حرف بزن كه بقيه صدات رو نشنون فقط خودت بدوني چي ميگي.

-هر جا بستني ايتاليايي ديدي سريع يكي بخر و همون جا بخورش.

-سعي كن هميشه چند تا عينك آفتابي داشته باشي و با هر لباسيت يه عينك بزن.

-هميشه نيم ساعت ديرتر سر قرار حاضر شو .

-صبح ساعت 5 صبح بيدار شو و برو تو پارك انقدر بدو تا جيگرت خون بشه و بعد بشين اونجا واسه يكي خالي ببند كه من تو تيم فلانم و فلان تيم از من دعوت كرده.

-هميشه سعي كن يه چيزي همرات داشته باشي ميخواد كيف چوب بيليارد باشه يا گيتار يا ويولن(آقا پسراي گل)

-هيچ وقت تلفنت بيشتر از 5-7 دقيقه طول نكشه –خانم ها بيشتر رو اين قسمت كار كنن-.

-هميشه 3-4 تا جك جديد آماده داشته باش.

-هيچ وقت جواب اس ام اس رو با اس ام اس نده هميشه زنگ بزن به كسي كه اس ام اس داده.

 | 

لوبياي سحرآميز


باپيغامهاي متنوع
(I love you – Only you - Miss you-Kiss you - Happy Birthday)

درگلدانهاي سراميكي ورنگهاي مختلف
: روش كاشت
برچسب زير گلدان را برداريد -
لوبياي سحر آميز خود را بصورت افقي وبطوريكه محور زير لپه آن به -
سمت پايين قرار گيرد به اندازه يك بند انگشت داخل خاك بكاريد
گلدان رادر جاي معتدل وآفتابگير نگه داريد وروزي يكمرتبه وهردفعه به -
اندازه يك قاشق غذاخوري آنرا آبياري كنيد
بعداز 4 الي 5 روز لوبياي شما سر از خاك بيرون آورده وشروع به رشد-
مي كند وپيغام خودرا برروي آن خواهي
قیمت: 45000 ريال

برای خرید محصول روی لینک زیر کلیک کنید :

http://urmiabazar.com/product.asp?mc=11&tc=61&kalaid=636

 

 | 

 

زن
 | 

تاریخچه کشف زن

   کاشف این عنصر پروفسور آدم است که در تاریخ 6600

برای اولین بار با این عنصر برخورد کرده و در راه این کشف

زحمات فراوانی را متحمل شده اند. با تمام کوشش هایی که

به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی این عنصر

را پیدا و درک کند.

طرز تهیه   برای تهیه این عنصر کافیست مقداری اکسید اسکناس و

نیترات پژو 206 را در سولفات ویلا مخلوط کرده و در کاخ

طلایی 24 عیار به عنوان مهریه و کمی کلر خواهش به عنوان

شیر بهااضافه شود.

     پس از ترکیب این مواد گاز عشوه و سولفور ناز متصاد و زن

در خانه رسوب می کند. برخی از دانشمندان و متفکران معتقدند،

چنانچه مقداری از عصاره چرب سازی به عنوان کاتالیزگر استفاده

شود، نتیجه کار بهتر خواهد بود.

خواص فیزیکی    بسیار شکننده است. از جنس نرم و حساس می باشد و به

سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار می گیرد. هر گاه

مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآوری به نام هوو به آن

اضافه شود،فورا ذوب شده و به صورت کربنات اشک جاری

می شود.

خواص شیمیایی     بعضی از انواع این عنصر نا خالص بوده و همراه سیلیکات

است و در آن خورده شیشه یافت می شود و خاصیت شوهر آزاری

پیدا می کند. برای خالص کردن آن کافیست عنصر نا خالص

را در یک محیط سربسته مانند اتاق با نیترات کتک و کربنات

غضب ترکیب نموده. از این عمل نیم مول گاز جیغ و نیم مول

گاز فریاد که غلظت آن برابر با ماده اولیه است، متصاعد می شود

و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشین می شود. سپس

اگر به آن مقداری اکسید محبت افزوده شود به حالت ماده اولیه

بازمی گردد.

توصیه ایمنی     هرگز با این عنصر یکی بدو نکنید که نتیجه خوبی نمی دهد.

 

 | 

‌١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش‌هايت مشورت كن تا با چشم‌هايت.( ضرب المثل آلماني)

‌٢- مردي كه به خاطر " پول " زن مي‌گيرد، به نوكري مي‌رود. ( ضرب المثل فرانسوي )

‌٣- لياقت داماد، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )

‌٤- زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )

‌٥- زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي‌سازد. ( ضرب المثل انگليسي )

‌٦- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )

‌٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه خرابه هم زندگي مي‌كنند. ( ضرب المثل آلماني )

‌٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )

‌٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي‌دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)

‌١٠ -داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته‌اي .( ضرب المثل فرانسوي )

‌١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي‌شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )

‌١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )

‌١٣- براي يافتن زن مي‌ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )

‌١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )

‌١٥- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)

‌١٦- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )

‌١٧- ازدواج مقدس‌ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)

‌١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )

‌١٩- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )

‌٢٠- ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )

‌٢١- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

‌٢٢- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )

‌٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

‌٢٤- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)

‌٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست، ولي ميتوانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم .

( خانم پرل باك )

‌٢٦- با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي‌شد . ( بردون)

‌٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)

‌٢٨- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

‌٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي‌خواهد. ( كريستين )

‌٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي‌هاي يكديگر را نمي‌بينند. ( اسمايلز )

‌٣١- پيش از ازدواج چشم‌هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )

‌٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

‌٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

‌٣٤- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )

‌٣٥- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )

‌٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

‌٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

‌٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه‌اي نيستم .

( لرد لوچستر)

‌٣٩- مرداني كه مي‌كوشند زن‌ها را درك كنند ، فقط موفق مي‌شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

‌٤٠- با ازدواج ، مرد روي گذشته‌اش خط مي‌كشد و زن روي آينده‌اش . ( سينكالويس)

‌٤١- خوشحالي‌هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي‌آيد . ( پاستور )

‌٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله‌اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي‌شويد. ( سقراط)

‌٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )

‌٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

‌٤٥- من تنها با مردي ازدواج مي‌كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)

‌٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت‌ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

‌٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي‌داند

( جانسون )

‌٤٨- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي‌تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

‌٤٩- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي‌كنند. ( شاو)

‌٥٠- وقتي براي عروسي‌ات خيلي هزينه كني ، مهمان‌هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت!

( روزنامه نگار ايرلندي )

‌٥١ – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي‌كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)

‌٥٢ – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )

‌٥٣ – تا ازدواج نكرده‌اي نمي‌تواني درباره آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )

‌٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )

‌٥٥ – ازدواج پديده‌اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

‌٥٦ – زناشويي غصه‌هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي‌كند . (ضرب المثل آلماني )

‌٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره‌اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )

‌٥٨ – ازدواج مجموعه‌اي از مزه‌هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )

‌٥٩ – تا ازدواج نكرده‌اي نمي‌تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )

 | 

تا حالا شده مجبور باشی از چیزی که خیلی دوستش داری بگذری ؟ بگذری و برای همیشه فراموشش کنی ؟ نمی دونم چرا چند وقته همش به یاد فیلم heat هستم با بازی رابرت دنیرو و آل پاچینو ... در اون فیلم رابرت دنیرو که از دزدان و گنگسترهای با سابقه است برای تربیت زیر دستانش فقط یک سفارش بهشون می کنه : " تو زندگیت چیزی نداشته باش که در کمتر از 30 ثانیه نتونی برای همیشه ترکش کنی "
بخواهی بری تو عمق مسئله خیلی این حرف ترسناکه ها ! این چند روزه دارم فکر می کنم واقعا من از چه مسائلی تو زندگیم می تونم به همین راحتی که رابرت دنیرو تو این فیلم از عشقش در کمتر از 30 ثانیه گذشت ، بگذرم ! شاید هم اصلا نباید به این مسائل فکر کنم . مثل این می مونه که از سن کم بخواهی هی به مرگ خودت و بقیه فکر کنی !!!
نمی دونم ، هر چی فکر می کنم می بینم الان که در مورد این قضیه فکر می کنم خیلی راحت می تونم از خانواده ، کار ، محل زندگیم و همه چیزم بگذرم ولی ظرفیت ادمها در حادثه معلوم میشه نه در خیالبافی ... دوستی را می شناسم که به خاطر عشق به همسرش در عرض سی ثانیه تصمیم گرفت پیشنهادش را قبول کنه و از ایران بره در صورتیکه می گفت اگر من از ایران برم میمیرم ! کسی را می شناسم که به خاطر حرف مردم ، در عرض نمی دونم چند وقت ! تصمیم گرفت از کسی که عاشقانه می پرستتش جدا شه ! خوب اینها هم همه جبر زمانه است دیگه و جالب اینجاست که در کتابی خوندم همین تصمیم های چند ثانیه ایست که آینده ما را می سازد نه کارهایی که در عرض سالیان انجام میدهیم !
هر از گاهی فکر کردن به این مسئله خوبه گرچند ممکنه برخی اوقات عذاب آور باشه اما باعث میشه در لحظه زندگی کنی و زیاد به پر و پای خودت نپیچی که ای وای فردا چی میشه !
تو از چه چیزهایی تو زندگیت می تونی در عرض کمتر از 30 ثانیه بگذری ؟

 | 
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 | 
                         
 | 
کلمه بله هنگام خطبه عقد بسته به نوع عروس خانم انواع مختلف دارد

عروس عادي : بله
عروس کمي لوس : بع... له
عروس با کلاس : اوکي
عروس خارج رفته : يس
عروس سنتي : آره
عروس خجالتي : اوهوم
عروس متکبر : فقط کله اش را تکان مي دهد
عروس وحشت زده : ها
عروس بي حوصله : خوب
عروس دست پاچه : باشه ، باشه

 | 
چون وقت ندارم بعدا راجع بهش توضیح میدم . شرمنده ...

                                         noc.blogfa.com

 | 
yeki bodo yeki nabod , oni ke bod to bodi va oni ke nabod man bodam ! . yeki dashto yeki nadasht , oni ke dasht to bodi va oni ke to ro nadasht man bodam ! . yeki khasto yeki nakhast , oni ke khast to bodi oni ke bi to bodan ro nakhast , man bodam ! . yeki avardo yeki nayavard , oni ke avard to bodi oni ke joz to be hich kas iman nayavard man bodam ! . yeki bordo yeki bakht , oni ke bord to bodi oni ke del be to bakht man bodam ! . yeki gofto yeki nagoft , oni ke goft to bodi oni ke doset daram ro be hich kas joz to nagoft man bodam ! . yeki mando yeki namand , oni ke mand to bodi oni ke bedoone to namand man boodam

 Adamhaye bikelas dar fazaye baz dars khandehand

1 taye man , 2set daram , 3tareye shabaye man , 4eye dardaye man , 5eye aftabam , 6sheye omram, 7 8 bar migam doset daram , 9karetam , 10met garm...!

 

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

foolproof23

رامین عظیمی

http://foolproof23.blogfa.com

بودن یا نبودن ؟ مسئله این است !!!

آرزوهاتو جای یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه , خدا یادش نمیره . ولی تو یادت میره چیزی رو که امروز داری آرزوی دیروزت بود ...!!! مرکز مجازی کامپیوتر و اینترنت ایران Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt