تبليغاتX
بودن یا نبودن ؟ مسئله این است !!!
دکتر دوره گرد

خدا خیرش دهدآن که نمود آزاد دانش را
گشوده لاجرم ابواب علم ودرک و بینش را !!
به هر کوره دهاتی روشنیده مشعل دانش
زروستاهای کرمان تا دهات دور طالش را
در هرخانه را کوبی به رویت می گشاید در
جناب دکتری که خوانده او درس گوارش را
مهندس تا دلت خواهد اُورت1 آید به استقبال
یکی پشتی نهد پشتت یکی هم نازبالش را
یکی شان فارغ التحصیل از آبادی بالا ست
یکی خوانده ده پایین تری درس نمایش را
برای این که دختر یا پسر جانش شود دکتر
گرو داده پدر حتی کت و شلوار و گالش را
حساب بانکی اش هم آب و جارو کرده بیچاره
نهادینه نموده در خودش فرهنگ سازش را

شده برهردر و دیوار خانه مدرک آویزان
دوتا شان خوانده رایانه ، سه تاشان رشتۀ عمران
اگر این مشعل دانش فروزان تر شود ترسم
سپور ما شود دکتر، مهندس هم شود دربان
ویا دکتر رود در کوچه ها مانند نان خشکی
زند فریاد ختنه می کنم ، تب می کنم درمان
ملامین کهنه می گیرم فشارخون کنم معلوم
وبا یک کیسه نان خشک سوزن می زنم آسان
نوار قلب می گیرم به جای باطری کهنه
کنم درمان آلزایمر اگر دادی یکی تنبان
سونوگرافی و ام .آر. آی ، اکوی قلب موجود است
به شرطی که دهی یک جفت لاستیک کهنۀ پیکان
اگر«جاوید»هم روزی شود بیمار باکی نیست
ویزیت او شود بیتی زبابا طاهر عریان
 | 
باز باران بي ترانه   گريه هايم عاشقانه    مي خورد بر سقف قلبم  

                ياد ايام تو داشتن   مي زند سيلي به صورت   باورت شايد نباشد 

                          مرده است قلبم ز دستت   فكر آنكه با تو بودم   با تو بودم شاد بودم

                                                   توي دشت آن نگاهت   گم شدن در خاطراتت

 | 

الهام گرفته از متن مریم عزیز

بچه ها شوخی شوخی به گنجيشکا سنگ می زنن

گنجيشکا جدی جدی می ميرن

آدما شوخی شوخی زخم زبون می زنن

و قلبها جدی جدی می شکنن

مردم شوخي شوخي بهم مي گن داره جنگ مي شه

جدي جدي جنگ مي شه

شوخي شوخي به گدا ها پول مي دن

جدي جدي گدا ها گدا صفت ميمونن

شوخي شوخي مي زنن تو گوش بچه

جدي جدي بچه عقده اي مي شه

شوخي شوخي مي گن هيچي حاليت نيست

جدي جدي سرخورده مي شي

شوخي شوخي مي گن عاشقن

جدي جدي تنها رهات مي كنن

شوخي شوخي ازدواج می کنن

جدي جدي طلاق مي گيرن

شوخي شوخي بچه دار مي شن

جدي جدي تو راه بزرگ كردنش مي مونن

شوخي شوخي ازت تعريف مي كنن

جدي جدي زير آبتو مي زنن

شوخي شوخي بهت مي گن درست مي گي

جدي جدي پشت سرت صد جور حرف در مي يارن

شوخي شوخي مي گن آزادي

جدي جدي تو زندان حبست مي كنن

و تو شوخی شوخی لبخند می زنی

و من جدی جدی عاشق مي شم

و تو شوخي شوخي به من گل مي دي

و من جدي جدي با بوي گل تو شب تا صبح بيدار مي مونم

و من جدي جدي بهت گل مي دم

و تو شوخي شوخي پرپرش مي كني

و تو شوخي شوخي تنهام مي ذاري

و من جدي جدي تنها مي مونم

و تو شوخي شوخي اشكاي منو مسخره مي كني

ولي من جدي جدي گريه مي كنم

و تو جدي جدي مي گي همه اش شوخي بود

و من شوخي شوخي همه زندگيمو مي بازم

 | 
 بنویس از سر خط

 

بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست

 

بنویس  که بدونه وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

 

اون که گذاشتو رفت یه روز سرش به سنگ میخوره و برمیگرده

 

دیگه صداش نکن بزار خودش بیاد دنبالت بگرده

 

بنویس سر خط بنویس

 

که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه

 

اگه نباشه قلبت از غصه خون نیستت

 

 اون که گذاشتو رفت

 

یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده

 

دیگه صداش نکن بزار خودش بیاد دنبالت بگرده

دیگه گریه نکن اخه اشک تو باعث شادی اونه

 

دیگه به پاش نسوز اخه  اون واسه تو دل نمیسوزونه

 

اگه میخواست میموند حالا که رفتش غصش موند به یادم

 

اگه پیشم میموند دیگه به جز اون به کسی دل نمیدادم

 

دیگه گریه نکن  اخه اشک تو باعث شادی اونه  دیگه به پاش نسوز

 

حالا که رفتش . غصش مونده به یادم

 

  بنویس از سر خط  بنویس

 

بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

 

اون که گذاشتو رفت یه روز سرش به سنگ میخوره و برمیگرده

 

  بنویس از سر خط

 

دیگه به پاش نسوز اخه اون دیگه واسه تو دل نمیسوزونه

 

اگه میخواست میموند

 

حالا که رفت و غصش مونده به یادم

 

اگه پیشم میموند دیگه به هیچ کی دل نمیدادم

 

بنویس سر خط بنویس

 

که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه که دلت ا غصه خون نیست

 

اون که گذاشتو رفت سرش به سنگ میخوره و بر میگرده دیگه صداش نکن بزار دنبالت بگرده

 

 بنویس که بدونه

 

دیگه گریه نکن  اخه اشک تو باعث شادی اونه  دیگه واسه تو دل نمیسوزونه

 

اگه میخواست میموند دیگه غصش رفته ز یادم اگه ÷یشم میموند دیگه به کسی دل نمیدادم

 | 
نیصدای همایون شجریان که سبکی مشابه پدر خود، اما کمی متفاوت را در خواندن دارد همراه با تصاویر طبیعت زیبا از تلویزیون، هر چند بدون نشان دادن ابزار و آلات و هنرمندان دیگر آن است اما تا حدودی خستگی تن را می زداید. "تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام" . در جائی خواندم آقای افتخاری هم دارد به یاد و افتخار استاد شجریان  کاستی را بیرون می دهد. بله موسیقی اصیل ایرانی نوائی دیگر است. هم خود خاص است هم خاصیتی ناب که آن آرامش بخشی است را دارد. باید با آن بزرگ شده باشی تا بدانی چیست! هنوز فراموش نکرده ام روزهای اول کلاسهای فشرده اما باید ماندنی تئوری موسیقی، نت خوانی، آموزش ردیف های موسیقی و آواز، تاریخ موسیقی و ساز شناسی را... هرچند از آن سالها دیری است گذشته اما هنوز یاد اساتیدم احمدی،محبوبی،سلیمی در ذهنم ماندگار است. در سرمای زمستان هیچ گاه از یادم نمی رود جلوی بخاری آجری و منزل کرایه ای که طرح کادم را در دوران دبیرستان، موسیقی می آموختم. هر چند کوتاه بود. در سرمای زمستان که بیرون از سرما اگر 2 دقیقه می ماندی سرخ و سیاه می شدی. کنار بخاری آنهم با نوای نی استاد احمدی -که بعدها درکنار ملک مسعودی بروجنی به دبیرستان هنر و موسیقی اصفهان آمدند - که گاهی همراه با تنبک استاد سلیمی می شد چه شوری بود. هنوز بوی نی در مشامم است و به من شور می دهد. آخرین بار دو سال پیش بود که خدمت حسام الدین سراج و بقول خودش اجرای ویژه اش بودیم. در تالار دانشگاهی که روزی او آنجا درس می خواند و الان داشت برای اساتیدش اجرائی ویژه می نمود. به امید روزی که موسیقی ایرانی در ایران غریب نباشد. بویژه در رسانه ملی که من خیلی دلم می سوزد. دیگر کسی تار، سه تار،عود و ... را نمی شناسد و تشخیص نمی دهد. مگر سن بالاها و جوانهای علاقمند خاص. این سازها اصلاً عمومی نیستند و مد نیستند. چیزهائی که فرهنگ ما و به نوعی ارزش و هویت ما هستند. ایرانی با آن رشد کرده و می نازد. چرا نمی شناسد؟ چون در رسانه ملی نمایش نمی دهند و در شوها و برنامه های ماهواره ای هم مگر تا ارگ و جاز و گیتار و .. هست کسی اعتنا می کند ونشانشان می دهند؟ شاید هم مال آنجا ها نیستند. هنوز در گوشم زمزمه می کند و بگذار بگویم که براستی حال می کنم وقتی می خواند: "تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام! " امیدوارم تحریر زیبا و نوای خوشی که هنگام نوشتن این شعر را زمزمه کردم حس کرده باشی.

 | 

وقتی اسم مدرسه میاد ، مثل زندانی که جلو روش اسم سلول انفرادی را بیاری از کوره در میرم . چون یاد خاطرات روزهایی می افتم که به خاطر اینکه با خودم روزنامه سیاسی برده بودم مدرسه راهنمایی نزدیک بود از مدرسه بندازنم بیرون ،اونوقت فرض کن روحیه ات و خاطرات اون دوران اسفبارت مثل من باشه و خونتون هم مثل خونه ما بقل دست دو تا مدرسه (یکی دبیرستان دخترانه و دیگری دبستان پسرانه) و هر روز صبح با صدای جیغ جیغ ناظمهای مدرسه از خواب بلند شی ، چه حالی بهت دست میده ! امروز همینجوری بی خیال داشتم به حرفهای ناظم دبیرستان دخترانه همسایه گوش می کردم که شنیدم می گفت : کارنامه اعمال ما یکشنبه ها و پنج شنبه ها میرسه دست آقا امام زمان و ایشون به خاطر تمام گناههای ما گریه می کنند ! همچین که داشتم فکر می کردم چرا یکشنبه ها را هم این خانم ناظم جیغ جیغو به برنامه آقا اضافه کرده ، به حال اون دخترهای بیچاره و خودم گریه می کردم !

اینها را برای خودم می نویسم و یه دوستی که اسمش خاطره است .... بقیه لطفا نخونند !

ما آدم‌های بيکارِ اين حدود،
ما شاعرانِ بزرگِ اين باديه ... بر اين باوريم
که در انتهای هر سطری
که پيش آمده است،
سه نقطه‌ی ناتمام نهاده‌ايم.
يعنی يکی بدون پُرس و جو ... عاشق است
يکی آلوده به آوای نور،
و من که در خوابِ سومين ستاره
مانده‌ام چه کنم با اين همه نقطه‌ی ناتمام!
***
تو چه می‌خواهی از خودت؟
تکليفت چيست؟
اصلا مجاز و استعاره و اين پَرت و پَلاها ...!
ببين عزيزم
اصلا چرا آمدی ... وقتی می‌دانستی
پايانِ راه ... پُر از سوال و احتمالِ تهديد است؟!
از کی، از کجا، از چه کسی ...؟ همين حرف‌ها!
هيچ، بزن زيرِ هر چه گفته‌ای
هرچه شنيده‌ای، هرچه ديده‌ای
هرچه خوانده‌ای، هرچه از هرچه از هرچه ...!
بگو من نبودم و برای همیشه برو ....

 | 
از کجا آغاز کنم... بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه یک عشق باشد،قصه عشقی شیرین که از دریا کهن سالتر است.  حقیقتی ساده از عشقی که او برایم به ارمغان می آورد.

از کجا آغاز کنم؟ و او همانند بارانی تابستانی که زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد به دنیای من وارد شد و زندگیم را درخشان ساخت ، او قلب مرا لبریز می کند ، او دل مرا با احساسی خاص لبریز می کند.

  او به دنیای خالی من مفهوم بخشید با آوای فرشتگان و با تخیلات نیالوده، او روح مرا با عشقی بالا و بی کران سرشار می سازد، آنگونه که هر جا بروم هرگز تنها نخواهم بود.

با وجود او چه کسی می تواند تنها باشد.آیا می توان عمر عشق را با مبنای روز و ساعت سنجید؟؟؟؟

اکنون جوابی ندارم اما همین قدر می دانم قادرم بگویم که به او نیاز دارم.

او قلب مرا لبریز می کند..........

 | 
پرنده گفت : " چه بویی ، چه آفتابی ، آه
بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت . "


پرنده از ایوان
پرید ، مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک بود
پرنده فکر نمیکرد
پرنده روزنامه نمیخواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمیشناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغ های خطر
در ارتفاع بی خبری میپرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه میکرد


پرنده ، آه ، فقط یک پرنده بود


فروغ فرخزاد

 | 
  • مهربانی جاده ای است که هر چه پیش تر روند خطرناک تر میگردد ، نمی توان برگشت...اما لحظه ای باید درنگ کرد و شاید چند گامی بر بیراهه رفت.
  • من آنم که هم اکنون هستم ، نه آنکه باید باشم. آنکه باید باشم کسی است که نیست.
  • خوب بودن از زیبا بودن گاه زیباتر است و خوب بودن در حد بسیار متعالی و بلندش با زیبایی بلند و عالی یکی میشود.
  • سرنوشت کار خودش را می کند و ما ابزار ناآگاه اوئیم.
  • ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود. ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب.
  • عشق بیتابی یک روح تشنه ، نیازمند و نیمه تمام و مجهول و تنها و بیگانه برای یافتن خویشاوندش ، آشنایش ، همجنسش ، نیمه دیگرش ، چشمه گوارایش ، وطنش و ... عشق راستین ترین و متعالی ترین احساس و نیاز انسان است اما معشوق ؟ دروغین است ، دلهایی که عشق می آفرینند و بزرگ و پرشکوه کم نیست اما روحهایی که معشوق باشند هیچ نیست و این بسیار قابل تامل است : چرا عشق راست و معشوق دروغ است ؟
  • من از تو عشق را گدائی نمی کنم ، اگر نخواهی هرگز نخواهم خواست!
  • چه پست و زبونند روحهایی که چشم به گذشت و فداکاری دیگران دارند ، این کثیف ترین نوع گدائی ست.
  • زندگی جستجوی نیمه هاست در پی نیمه ها.
  • خدایا چگونه زیستن را یاد بده ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
 | 
زماني طولاني گذشته
وهمه چيز دورست .
گمان مي كنم
ستاره اي كه بالاي سرم می درخشد ،
هزارها و هزارها سال پيش مرده ست .
به گمانم گريه بود ، درون اتومبيلي
كه گذشتنش را شنيدم
و چيزي دهشتناك را خبر مي داد .
در خانه ي كنار جاده
ضربه هاي يك ساعت خشكيد ...
از كجا آغاز شد ؟
مي خواهم از قلب خودم بيرون بزنم
و زير آسمان بزرگ راه بروم
مي خواهم دعايي بخوانم .
بي گمان از تمامي ستارگاني ،
كه سالها پيش نابود شدند ،
هنوز يكي زنده است .
به گمانم مي دانم كدامين ستاره است
كدام ستاره در آسمان،
كه در انتهاي شعاع خويش
مانند شهري سپيد ايستاده است .

 | 
 اگه سبزم.اگه جنگل        اگه ماهی.اگه دریا 

اگه اسمم همه جاهست         روی لبها.تو کتابا 

اگه رودم رود گنگم.مثه مریم اگه پاک           اگه نوری به صلیبم اگه گنجی زیر خاک

واسه تو. قد یه برگم         پیش تو راضی به مرگم

اگه پاکم مثه معبد.اگه عاشق مثه هندو           مثه بندر واسه قایق.واسه قایق مثه پارو

اگه عکس چلستونم         اگه شهری بی حصار       

واسه ارش تیر اخر            واسه جاده یه سوار          

واسه تو قد ه برگم           پیش تو راضی به مرگم

 | 
 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل آب پاک و زلالی...
چون آب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

 | 
ضمن تبریک تولد عیسی مسیح(ع) شعر زیر را به همۀ مسیحیان عزیز تقدیم می کنم:                                   

روح خداوند
شب است و لحظه ی حرمان مریم** وطفلی خفته در دامان مریم
وجود نازنينش بكر و بي عيب** خدا می داند و وجدانِ مریم
مسیح خالق و پیغمبر صلح** گلی خوشبوی از بُستانِ مریم
همان طفلی که از روح خداوند** نهالش تنجه زد در جانِ مریم
نه دستی بهر تیمار وجودش** نه دارویی که بُد درمانِ مریم
دلش در معرض اوهام وحشی** ولی چون کوه بُد پیمانِ مریم
ندای لا تَخَف لا تَحَزنوهآ** زسوی خالقِ سبحانِ مریم
شفا بخش دل پردرد او شد** بشد لطف خدا از آنِ مریم
بُوَداو روح «جاوید» خداوند** نبشته این چنین فرمانِ مریم
 | 

می دونم من و تو دو خط موازی هستیم

اما

بیا دور از چشمان معلم

همدیگر را در نقطه ای به نام عشق قطع کنیم!

سخت نگیر.گمان نکنم یک نقطه این قانون رو عوض کنه !

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

foolproof23

رامین عظیمی

http://foolproof23.blogfa.com

بودن یا نبودن ؟ مسئله این است !!!

آرزوهاتو جای یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه , خدا یادش نمیره . ولی تو یادت میره چیزی رو که امروز داری آرزوی دیروزت بود ...!!! مرکز مجازی کامپیوتر و اینترنت ایران Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt